ترانه های بی غروب را
بیا به زمزمه نشین....
چه خوب می شود اگر....
درین سرای بی قرین
به ساحت سپید عشق
روی کنیم!!!
برگرفته از ایلگاد

بچه یک اسب آبی( یک ساله) بعد از سونامی.. یک لاک پشت
100 ساله را به عنوان مادر خود میشناسد

NAIROBI (AFP) - A baby hippopotamus that survived the
tsunami waves on the Kenyan coast has formed a strong bond with a giant
male century-old tortoise, in an animal facility in the port city of
Mombassa , officials said.

نوشته شده توسط مرضیه \ by: marzia در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387
لينك
مطلب
بیا توی ملک شادی زندگی کنیم
توی ملک غم هیچ است
حتی خبری هم نیست
شادی را بیاموزیم
از پرنده ...از جویبار
از تن سبز بهار....
برگرفته از عکس فرشته ها

We teach happiness through the mastery of flowing feelings,
especially
mastery of flowing feelings of supreme happiness brought
about
through ONENESS WITH ALL in the rhythms and cycles of life. The
mastery
of flowing feelings gives mastery over the magnetic power of
attraction.
نوشته شده توسط مرضیه \ by: marzia در شنبه سی ام شهریور 1387
لينك
مطلب
روزي يكي از آشنايان سقراط به ديدارش آمد و گفت : مي داني درباره
دوستت چه شنيده ام ؟
سقراط جواب داد : يك دقيقه صبر كن ، قبل از اينكه
چيزي بگويي مي خواهم امتحان كوچكي را بگذراني كه به آن تست فيلتر سه گانه مي
گويند.
آشنا پرسيد: فيلتر سه گانه ؟
سقراط ادامه داد: قبل از اينكه با من
درباره دوستم صحبت كني، شايد بد نباشد كه چند لحظه صبر كني و چيزهايي را كه مي
خواهي بگويي فيلتر كني . به همين خاطر به اين امتحان، تست فيلتر سه گانه مي
گويم.
اولين فيلتر، حقيقت است. تو كاملا مطمئني مطالبي كه مي خواهي به من
بگويي حقيقت دارد؟ مرد گفت : نه، درحقيقت من همين الان درباره اش شنيدم و...
سقراط گفت : بسيار خوب، پس تو واقعا نمي داني كه حقيقت دارد يا خير.
حالا
دومين فيلتر را امتحان مي كنيم، دومين فيلتر نيكي است. چيزي كه مي خواهي راجع به
دوست من بگويي، مطلب خوبي است؟
مرد جواب داد: نه، كاملا برعكس ... .
سقراط
ادامه داد: خُب، پس تو مي خواهي به من راجع به او چيز بدي بگويي اما دقيقا از درستي
آن مطمئن نيستي. هنوز بايد امتحان را ادامه دهي چون هنوز يك فيلتر باقي مانده:
فيلتر فايده. مطلبي كه مي خواهي راجع به دوستم به من بگويي، فايده اي براي من دارد؟
مرد جواب داد: نه، نه واقعاً.
سقراط نتيجه گيري كرد : اگر چيزي كه مي خواهي به
من بگويي نه حقيقت است نه خوبي دارد و نه فايده اي دارد، پس چرا اصلاً بگويي ؟؟؟

Honey
please turn off the tv
I want to talk
I want to be
free
I need to hear my own voice
I need to make a different
choice.
Iris Denyse Milliken
نوشته شده توسط مرضیه \ by: marzia در جمعه بیست و نهم شهریور 1387
لينك
مطلب
گاه به اندازه جهان هستی بزرگ می شوم
گاهی به اندازه یک مورچه کوچک
می خزم در دل خاک
ضربان قلب زمین را احساس می کنم.
وقتی می خواهد زلزله بشود
می فهمم
ولی زبان حالی کردن به ادمها را ندارم
تازه اگر هم داشتم انها ننگ شان میشد
حرف یک مور را بشنوند.
برگرفته از عکس فرشته ها

Little fish ask her mom: why we can not live on
earth?
mother said: oh my innocent kid, earth is made
for
"Selfish" not for "Fish".
نوشته شده توسط مرضیه \ by: marzia در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387
لينك
مطلب
میگن اکثر گرفتاریهای آدما محصول تفکراتشونه...

و میگن انسانها در دنیایی شناور خواهند بود که اندیشه شون میسازه...

البته اینها آثار خیابونی (طراحی سه بعدی)آقای جولیان بیور بود !
Julian Beaver is an English artist who's famous for his art on the pavement
of England, France, Germany, USA, Australia and Belgium. Beaver gives to his
drawings an amazing 3D illusion! Remember, as you view them……. these are all
done on level walkways
نوشته شده توسط مرضیه \ by: marzia در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387
لينك
مطلب
با طناب مفت حاضريم خود را دار بزنيم!
اگر پزشكي به ما داروي زياد ندهد يا اگر هيچ دارو ندهد، مي گوييم بي سواد
است و ديگر به او مراجعه نمي كنيم!
بخشي از فضاي منزل را به مبل و ميز نهار خوري اختصاص ميدهيم ولي روي زمين
مي نشينيم و توي سفره غذا مي خوريم!
در اروپا هنگامي كه مدارس تعطيل ميشوند دانش آموزان ناراحت مي شوند، اما در
ايران دانش آموزان از شادي كيف هايشان را به هوا پرت مي كنند!
برآيند كار دو نفر هميشه كمتر از دو است!

As I grow older I see things in a different light For reasons only I know
Life and the world around me Becomes so much more important A beautiful sunrise
or sunset The soothing sound of rain falling on a tin roof A soft breeze
whispering against my face The sweet melody of birds singing in the trees. In
times of uncertainty I hardly know what to do It's acrimonious to seek words
That is understanding and logica
نوشته شده توسط مرضیه \ by: marzia در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387
لينك
مطلب
بر سر گور كشيشي در كليساي وست مينستر نوشته شده است : « كودك كه بودم مي خواستم دنيا را تغيير دهم . بزرگتر كه شدم متوجه شدم دنيا خيلي بزرگ است من بايد انگلستان را تغيير دهم . بعد ها دنيا را هم بزرك ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول كنم . اينك كه در آستانه مرگ هستم مي فهمم كه اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم ، شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم!!! »
برگرفته از شادیزا

Fear of what others will say is want of trust in Me. This must not be. Convert all these difficulties into the purification of your characters.
See yourself as you are, not as you wish to be, and walk very humbly with your God.
ادامه ي مطلب ...
نوشته شده توسط مرضیه \ by: marzia در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387
لينك
مطلب
هر ملتی درجهان یک ویژگی دارد
گروهی چون عسل شیرین هستند اما
زود تمام می شوند.
گروهی چون زنبورند مفید اما نیشدار
گروهی چون گاوند شیرده اما شاخ زن
برگرفته از عکس فرشته ها

Breath in that light, that love, that consciousness. Breath it
into
every cell of your body, every aspect of your being. For it is indeed
the life force. Allow the life force to expand in your being. Let
peace
expand its states of awareness. Let peace fill you in your moment,
and
let yourself dwell in, or wrap your consciousness around and in
this
state. These states have infinite capacity for expansion. They
are
doorways, if you will. Doorways for you to expand your knowledge,
your
experience of what you are, of what is possible. We are reminded;
you
can know and live from your soul, your Divine I Am, and God, and
know
other beings from other races, planets, and dimensions. You can
know
this in your life and upon your earth plane now.
نوشته شده توسط مرضیه \ by: marzia در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387
لينك
مطلب
مردی بسیار ثروتمند که از نزدیکان امپراطور بود و در سرزمین مجاور ثروت کلانی داشت،
از محبت و عشقی که رعایا ونزدیکانش نسبت به شیوانا داشتند به شدت آزرده بود. به
همین خاطر روزی با خشم نزد شیوانا آمد و با لحن توهین آمیزی خطاب به شیوانا گفت:
آهای پیر معرفت! من با خودم یکی از رعیت هایم را آورده ام و مقابل تو به او شلاق می
زنم. به من نشان بده تو چگونه آن را تلافی می کنی. شیوانا سر بلند کرد و نیم نگاهی
به رعیت انداخت و سنگی از روی زمین برداشت و آن را در یک کفه ترازوی مقابل خود
گذاشت. کفه ترازو پائین رفت و کفه دیگر بالا آمد. مرد ثروتمند شلاقی محکم بر پای
رعیت وارد ساخت. فریاد رعیت شلاق خورده به آسمان رفت. هیچکس جرات اعتراض به فامیل
امپراطور را نداشت و در نتیجه همه ساکت ماندند. مرد ثروتمند که سکوت جمع را دید
لبخندی زد و گفت: پس قبول داری که همه درس های تو بیهوده و بی ارزش است! هنوز سخنان
مرد به پایان نرسیده بود که فریادی از بین همراهان مرد ثروتمند برخاست. پسر مرد
ثروتمند همان لحظه به خاطر رم کردن اسبش به زمین سقوط کرده بود و پای راستش شکسته
بود. مرد ثروتمند سراسیمه به سوی پسرش رفت و او را در آغوش گرفت و از همراهان خواست
تا سریعاً به سراغ طبیب بروند. در فاصله زمانی رسیدن طبیب، مرد ثروتمند به سوی
شیوانا نیم نگاهی انداخت و با کمال حیرت دید که رعیت شلاق خورده لنگ لنگان خودش را
به ترازوی شیوانا رساند و سنگی از روی زمین برداشت و در کفه دیگر ترازو انداخت.
اکنون کفه پائین آمده، بالا رفت و کفه دیگر به سمت زمین آمد. می گویند آن مرد
ثروتمند دیگر به مدرسه شیوانا قدم نگذاشت.

Death teaches equality consciousness. When you are alive in this
world, you may work for many political causes; you may struggle long and hard
for equality, for independence.Yet very few beings truly achieve the inner state
of equal vision. Nonetheless, when death comes, it teaches everyone
equality-consciousness. On the spot. Immediately.
نوشته شده توسط مرضیه \ by: marzia در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387
لينك
مطلب
من شهری را دیدم که در آن...
عشق سلاخی می شد
ودر آن رایحه را بسته بندی می کردند
ودر آن پاکی و ایثار نایاب
ودرآن چشم خدا گریان بود
برگرفته از عکس فرشته ها

Recognizing the obstacles in your way to overcoming your
resistance to change is crucial. You need to face your false irrational beliefs
and replace them with true beliefs based on the creation rules are seen in the
nature.
نوشته شده توسط مرضیه \ by: marzia در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387
لينك
مطلب
حال را دریابیم
یک معنای آن اینست
که در گذشته زندگی نکن...به آینده هم شاد مشو
برگرفته از عکس فرشته ها

here is link
count is a linear number of days, starting from the first day, "1," and counting through each day to the present. Any day in history can be recorded using the long count and, with some simple mathematics,So,why we use to live in past?or future?past is my passed present I paid no attention at its time,and future is in front time I make by my actions!
نوشته شده توسط مرضیه \ by: marzia در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387
لينك
مطلب
روزي « تنزن» و « اکيدو» با هم در راه پر از گل و لاي مي رفتند. باران شديدي فرو مي
ريخت. در پيچ راه به دختر کی زيبا برخوردند، با کيمونو و شالي از حرير. دختر در گل
و لاي نمي توانست از جاده عبور کند. تنزن بي درنگ به سويش رفت و گفت: - دختر، بيا.
بغلش کرد و از جاده هاي پر آب ردش کرد. اکيدو تا رسيدنشان به معبدي که مي بايست شب
را در آن بيتوته کنند چيزي نگفت. در آنجا بود که نتوانست جلوي خودش را بگيرد. به
رفيقش گفت: - ما راهب ها نبايد به زنها نزديک شويم، به چه علت اين کار را کردي؟
تنزن گفت: - من آن دخترک را همانجا رها کردم. تو هنوز داري با خودت حملش مي کني؟
منبع: 101 قصه ذن

The Creator designed all life to happen in a circle. For example,
the cycle of life for the human being is Baby, Youth, Adult, Elder, then we die.
The trees and the leaves happen in a circle; the leaves bud, then the leaves
mature, next the leaves change color and at last they fall off the tree to
return to the Mother Earth. The birds bear their young, raise their young, then
they die. The salmon are born, swim to the ocean, live their lives, swim back to
the spawning grounds, then die. All aspects of the Life Cycle should be honored.
Great Spirit, today, let me enjoy today.
نوشته شده توسط مرضیه \ by: marzia در یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387
لينك
مطلب
سایه ها را سوگند دهیم
که واقعیت را پاس دارند
و به آن رنگ خاکستری نزنند
ای سایه ها
بدانید انارقرمز است
و گل حقیقت دارد...
برگرفته از عکس فرشته ها

Whatever great blessing or accomplishment God has given us, we
cannot let it open a door for careless living. Each day, fresh with promise and
fresh with hope, demands a sober life of carefulness and cautiousness, lest we
forget who we are and what we can become.
نوشته شده توسط مرضیه \ by: marzia در شنبه بیست و سوم شهریور 1387
لينك
مطلب
"ينين" استاد ژاپني در دوره "ميجي"، يک استاد دانشگـاه را پذيرفت
که مي خواست از او در مورد ذن سوالاتي بکند.
ينين چاي را در استکان مهمان خود
سرازير کرد و ادامه داد به ريختن آن. استاد دانشگاه که استکان چاي را در حال سرازير
شدن مي ديد نتوانست جلوي خودش را بگيرد وگفت:
- استکان پر شده. ديگر جايي
ندارد!
ينين به او گفت:
- مثل اين استکان، تو هم از اعتقادات و تفکرات خودت
پر شده اي. چطور مي توانم به تو ذن را توضيح بدهم اگر که استکانت را از پيش خالي
نکني؟
منبع: 101 قصه ذن

IF I HAD MY CHILD TO RAISE OVER AGAIN
If I had my child to raise all over again,
I'd finger paint
more and point the finger less.
I'd do less correcting, and more
connecting.
I'd take my eyes off my watch, and watch with my eyes.
I would care to know less, and know to care more.
I'd take more
hikes and fly more kites.
I'd stop playing serious, and seriously
play.
I'd run through more fields, and gaze at more stars.
I'd do more hugging, and less tugging.
I would be firm less
often, and affirm much more.
I'd build self-esteem first, and the house
later.
I'd teach less about the love of power, and more about the
POWER OF
LOVE.
نوشته شده توسط مرضیه \ by: marzia در شنبه بیست و سوم شهریور 1387
لينك
مطلب
سبز باشیم
کویر از ما خواهد گریخت
سبز باشیم
واحه ای برای مسافران تشنه
از اشکمان به انها بنوشانیم
انها را زیر سایه احسانمان بنشانیم
تا استراحت کنند
شاخه هایمان را بشکنند
...وآتش درست کنند
با تماتم اینها...ما به آنها لبخند خواهیم زد
سبز باشیم...
برگرفته از عکس فرشته ها

Lucy Tauman (Solomon Islands) – Please pray for my elder brother
Tamoa who is in hospital now. His got diabetes but now the doctors found out
that one of his lungs got a hole in it. The problem is we don't have the right
equipments and also they can't do an operation on him with his sugar problem.
But I know that only God has the answer and a way to heal my brother. Please
help me with your prayers. Thank you.
نوشته شده توسط مرضیه \ by: marzia در جمعه بیست و دوم شهریور 1387
لينك
مطلب
شقایق رویید
سبزه ها رقصیدند
پروانه از پیله خارج شد
جوجه کبوتری اولین بار پرید
آسمان بارید
دریا راز دار بزرگی باقی ماند
...اما انسان سیاست مدار در دفتر کار خویش اسیر بود...
برگرفته از عکس فرشته ها
release your soul from yourself-made cage by
your thoughts.let to be near to your real being. you can train
yourself to
turn off your stress and replace it with calm energy. This
will improve your
blood pressure, heart rate and ability to cope with
life's challenges.
نوشته شده توسط مرضیه \ by: marzia در جمعه بیست و دوم شهریور 1387
لينك
مطلب